محمد حسن خان اعتماد السلطنه

901

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

تصرّف نمود و شاه عبّاس خود به جهت تماشاى اين شهر به تفليس آمد و در ايّامى كه شاه عبّاس در تفليس اقامت داشت گرگين خان والى كارتيل درگذشت و لوارصاب پسر او را كه چهارده ساله بود به خدمت شاه عباس آوردند ، شاه عبّاس او را به لقب خانى ملقّب كرده ولايت گرجستان را به او واگذار نمود و كوتوالى تفليس را به محمد سلطان شمس الدين لو داد ، و به عزم تسخير شيروان و تعمير ايروان موكب پادشاهى انتهاض نمود ، و اللّه‌ويرديخان حاكم فارس و سردار خاص مأمور به تعمير قلعهء ايروان گرديد و اللّه قلى بيگ قورچىباشى متصدى انجام آن خدمت شد و شاه عباس با بعضى از خواص از ساحل گوگجه تنگيز شكاركنان متوجّه نخجوان گرديد و بعد از آنكه ايروان را تعمير نمودند خود بنفسه به تماشا و بازديد آن مرمّت و تعمير رفت پس از آن عزم شاه عباس در محاصرهء شماخى كه دار الملك شيروان است مصمّم گرديد . هم در اين سال شاه عباس فرمان مسطور در ذيل را به اسم عمّال سيستان صادر نمود . سواد فرمان شاه عبّاس آنكه رفعت شعارين عمدة الملوك العظام ملك هلال و ملك اسكندر و ملك سليمان و ملك رحيم ملكان بالى به شفقت و مرحمت شاهانه مفتخر و سرافراز و مباهى و ممتاز بوده بدانند كه در اين ولا ايالت‌پناه ، حكومت دستگاه اشعة الملك الكرام نظاما للايالة ، ملك جلال الدين محمود خان حاكم سيستان ، حقيقت اخلاص و يك‌جهتى و دولت‌خواهى ايشان را عرض نموده بود كه در خدمات آنجا نهايت همراهى كرده آثار دولتخواهى به ظهور آورده‌اند اين معنى موجب شفقت و مرحمت پادشاهانه دربارهء ايشان گرديد و خلع فاخرهء شاهى جهت ايشان فرستادم ، مىبايد كه به دستور در ازدياد مواد يكجهتى و اخلاص كوشيده يوما فيوما آثار خدمات و جان‌سپارى به ظهور رسانند ، و با مردم خود نزد ايالت‌پناه مشار اليه آمده به اتّفاق او در آن سرحدّ به خدمات مرجوعه قيام نمايد ، و لوازم اطاعت و انقياد بجاى آورند كه انشاء اللّه ايشان را فراخور خدمت رعايت و تربيت خواهيم فرمود ، به همه جهتى به مراحم بىدريغ خسروانه واثق و اميدوار باشند تحريرا فى غرّه رجب المرجب 1015 .